الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
57
تفسير مجمع البيان (فارسى)
اينباره مىفرمايد : وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ : اين جمله ، سه احتمال دارد : يكى اينكه منظور اين است كه آنها آتش را مىنگرند . ديگر اينكه : يعنى آنها بر روى آتش قرار مىگيرند احتمال سوم قول زجاج است كه : يعنى آنها داخل آتش ميشوند و به مقدار عذاب آن پى مىبرند . مثلا هر گاه گفته شود : بر سخن فلان كس وقوف يافتم ، يعنى فهميدم و به مقصود او پى بردم . به پيامبر خود مىگويد : روزى كه آنها داخل آتش ميشوند ، اگر آنها را بنگرى ، ملاحظه مىكنى كه بسى هول انگيز و وحشتناك است « 1 » فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ : هنگامى كه آتش جهنم را مىنگرند ، از كردار خود نادم شده ، گويند : كاش به دنيا برمىگشتيم تا كتابهاى آسمانى و پيامبران خدا را تكذيب نكرده ، در صف مؤمنين قرار مىگرفتيم . بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ : در اينباره اقوالى است : 1 - آنچه علما از مطالب كتب آسمانى مخفى كرده بودند ، براى ايشان آشكار مىشود و متوجه ميشوند كه عالمان ، عناد داشتهاند . 2 - كارهايى كه در نهان انجام ميدادند و پوشيده ميداشتند ، در آنجا آشكار مىشود زيرا اعضاى بدن به آنها گواهى ميدهند . 3 - اينها از يك مشت مردمى پيروى كردهاند كه مسالهء قيامت و . . . را از آنها كتمان ميكردند . روز قيامت ، آنچه توسط ايشان كتمان مىشد ، آشكار مىشود . بدليل اينكه در آيهء بعد مىگويد : « آنها گفتند : زندگى منحصر به همين دنياست و قيامت
--> ( 1 ) - از لحاظ ادبى استعمال ماضى بجاى مستقبل ، در صورتى كه امر مستقبل حتمى الوقوع باشد ، بلا مانع است . حتى استعمال هر يك به جاى ديگر هم صحيح است . مثل : ستندم اذ ياتى عليك رعيلنا * بار عن جرار كثير صواهله كلمهء « اذ » ظرف زمان ماضى است كه بر سر فعل مضارع در آمده . يعنى : هنگامى كه سپاه پر شكوه ما كه اسبهاى بسيار دارد ، بر سر تو فرود آمد ، پشيمان ميشوى .